الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

132

تفسير مجمع البيان (فارسى)

قاضى گويد : قول خدا ، لا يَصْلاها إِلَّا الْأَشْقَى الَّذِي كَذَّبَ وَ تَوَلَّى ، دلالت ندارد بر اينكه خداى تعالى داخل آتش نميكند مگر كافر را بنا بر آنچه را بعضى از خوارج و مرجئه « 1 » ميگويند و اين مطلب براى اين است كه خداوند نار و آتش ذكر شده را نكره آورده ، و آن را معرّفى نكرده پس مقصود به اين است كه ( نارا ) از جمله آتشهاست كه نمىرسد به آن و يا نمىافتد در آن مگر كسى كه حال او چنين باشد . و آتش دركات دارد بنا بر آنچه را كه بيان فرمود خداوند سبحان آن را در سورهء نساء در شأن منافقان ، پس از كجا دانسته شده كه غير از اين آتش را قوم و مردم ديگر وارد نميشوند . و بعد از اين ، پس بدرستى كه ظاهر از آيه ايجاب مىكند كه داخل آتش نشود مگر كسى كه تكذيب نمود خدا و اعراض از ايمان نمود و جمع بين دو امر همچنين اقتضا مىكند ، پس براى قوم خوارج و مرجئه چاره‌اى نيست مگر اينكه خلاف اين را بگويند براى اينكه ايشان آتش را واجب مىدانند براى كسى كه از بسيارى از واجبات اعراض كند و گرچه تكذيب نكند آن را .

--> ( 1 ) - خوارج فرقه‌اى از مسلمين هستند كه در قضيه حكميت بر عليه حضرت امير المؤمنين خليفه بلا فصل و مظلوم پيامبر ( ص ) خروج كردند و با اينكه خودشان اصرار بحكميّت نمودند ولى بعد از تحكيم گفتند لا حكم الا للّه و با آن حضرت در نهروان جنگيدند و آنها چهار هزار نفر بودند كه جز ده نفر همگى كشته شدند و از آنها اشعث بن قيس كندى و ذو الثديه جد احمد بن حنبل امام فرقه حنابله بوده و يكى از آنها عبد الرحمن بن ملجم مرادى قاتل على عليه السلام اشقى الاوّلين و الآخرين است . و مرجئه يكى ديگر از فرق مسلمين است كه در عصر حضرت امام جعفر